الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

52

الغدير ( فارسى )

- گفت : براى تناول مرغ بريان حضور چه كس آرزو بود ؟ گفتم : همان كه نزد خدا و رسول مقرب‌تر و محبوب‌تر بود . - گفت : كدام كس در سايهء عبا همتاى رسول گشت ؟ گفتم : برترين عالميان : از گليم بر دوش و خزپوش . - گفت : در روز غدير چه كس سرورى يافت ؟ گفتم : آن كه براى اسلام بهترين ياور بود . - گفت : سورهء هل أتى كه نازل شد ، چه كسى تشريف يافت ؟ گفتم : آن كه عطابخشىاش از همه افزون بود . - گفت : دست كه در ركوع نماز با انگشترى به سوى سائل دراز گرديد ؟ گفتم : دست كسى كه محكم‌تر نيزه به سينهء دشمنان كوبيد . - گفت : پس آن كه آتش دوزخ را تقسيم كند ، كيست ؟ گفتم : آن كه شرار انديشه‌اش از شعلهء آتش گيراتر است . - گفت : رسول پاك مطهر ، در مباهله كه را همراه برد ؟ گفتم : آن كه در سفر و حضر همسنگ و همتاى او بود . - گفت : پس چه كسى از ميان امت شبيه هارون بود ؟ گفتم : آن كه در آشوب و فتنه نلغزيد و از پاى ننشست . - گفت : پس شهر علم را چه كسى در بود ؟ گفتم : آن كه نيازمند دانشش بودند و خود نيازمند نبود . - گفت : قاتل ناكثين بيعت‌شكن كه بود ؟ گفتم : جنگ جمل پرده‌گشاى اين راز است . - گفت : با قاسطين بيدادگر كه نبرد كرد ؟ گفتم : دشت صفين را بنگر كه صحنهء عمل بود . - گفت : مارقين از دين را چه كس تيغ بر سر كوفت ؟ گفتم : روز نهروان معنى آن آشكار گشت . - گفت : به روز رستاخيز ، شرافت حوض كوثر از كيست ؟ گفتم : آن كه خاندانش شريف‌ترين خاندانهاست . - گفت : پس لواى حمد را كه بر دوش خواهد كشيد ؟ گفتم : همان كه از نبرد نهراسيد . - گفت : تمام اين مزايا در يك نفر جمع بود ؟ گفتم : آرى در يك نفر .